|
|
|
|
|
آن طور که مسوولان امر ميگويند شبکههاي استاني براي پاسداشت فرهنگ بومي مناطق–ازقبيل زبان لباس آداب ورسوم-پايهگذاري شدند شايد از اين ممر تا حدودي جلوی تهاجم گستردهی فرهنگي غرب- يا به تعبير مقام معظم رهبري: شبيخون فرهنگي-گرفته شود. البته شبکههاي استاني مختلف چون کردستان، کرمانشاه، ايلام و آذربايجان در اين راه تا حدود زيادي موفق بودهاند اما بدون هيچ شک و شبههاي يکي از ضعيفترين شبکههاي استاني در اين حيطه شبکه لر-افلاک لرستان بوده است و مسوولان اين شبکه اگر حرف منتقدان را غرض ندانند و يک بررسي غير جانبدارانه انجام دهندحتماً اين ادعاي ما را تصديق خواهند کرد!
به نظر ميرسد اين شبکه هر روز مخاطبان بيشتري از دست ميدهد و در صورت ادامه روند کنوني شايد بزودی اين شبکه در اثر نداشتن مخاطب فلسفه وجودی خود را از دست بدهد! صد البته علت اين استقبال سرد اين است که اين شبکه نتوانسته است پلي بين مردم و فرهنگ غني اما در حال فراموشي آنها برقرار کند. تاسفبارتر اينکه نه تنها با مردم ارتباط فرهنگي برقرار نکرده که خواسته يا نخواسته در جهت نابودي و تخريب فرهنگشان گام برداشته است.
شبکه استاني افلاک براي انجام اين امر تاکتيکهاي خاصي به اجرا گذاشته است که در زير به تعدادي از آنها اشاره ميشود:
1-يکي از تاکتيکهاي افلاک القاء چند زبانه بودن استان است. مجريان افلاک بارها اعلام نمودهاند چون زبان مردم شرق و غرب و مرکز استان متفاوت است پس چارهاي نيست جز اينکه همهي برنامهها به زبان فارسي باشد!
درپاسخ به اين تاکتيک نياز است توجه مسوولان محترم شبکهی افلاک را به چندنکته جلب کنيم: اول اينکه اکثريت مطلق مردم لرستان لر بوده به گويشهاي مختلف لري سخن ميگويند و در کوچه و بازار به راحتي حرف همديگر را ميفهمند و اينکه آقايان به عنوان مثال زبان مردم خرمآباد را لري و اليگودرز را بختياري بنامند و با اين اتهام آنها را از ديدن برنامه به زبان بومي محروم کنند جفايي بس بزرگ است.
نکته دوم اينکه در بسياري از استانها يا مردم دو قوميت کاملاً متفاوت در کنار هماند (مثل آذربايجان غربي:ترک و کرد) يا مردم يک قوميت با زبانها و لهجههاي مختلف ميزيند (مثل کردستان:با لهجهها و زبانهاي هورامي، سوراني، کرمانجي و...) اما بر خلاف شبکه افلاک شبکههاي استاني آنها اکثر برنامهها- حتا اخبار و برنامه کودک- را به زبان بومي پخش ميکنند. به عنوان مثال شبکه آ.غربي برنامهها را به دو زبان ترکي و کرمانجي پخش ميکند. پايه برنامههاي کردستان هم کردي سورانيست اما در کنار آن از ديگر لهجهها هم استفاده ميشود. مثال ديگر هم شبکه ايلام است که به لطف بوميگرايي در شهر پلدختر لرستان کاملاًَ جاي شبکه فارسيزبان افلاک را گرفته است. شبکه ايلام بيشتر برنامهها را به زبان ايلامي ميسازد اما بينندگان را وادار به فارسي صحبت کردن نميکند و آنها آزادند به زبان لري (بالاگريوه يا لکي) که زبان اکثر مردم استان است سخن بگويند. در اين صورت جاي سوال دارد که چرامسوولان صدا و سيما يک امر بديهي و کاملا پذيرفته درکل کشور-اختلاف زباني-لهجهاي را وسيلهاي براي بايکوت فرهنگ بومي کردهاند؟؟؟
2-تاکتيک دوم شبکه افلاک اين است که تمام مسوولان مديران و کارکنان و به طرز خنده آوري دهيارها و بهورزها را مجبور ميکند فارسي صحبت کنند!!! واقعاً معلوم نيست مسوولان محترم افلاک چه فکري کردهاند؟ آيا شرط اينکه کسي مدير شود فارسي صحبت کردن با مخاطبانيست که همه همزبان خودش هستند؟ اگر چنين است چرا استانهايي مثل آذربايجان، گيلان و زنجان که خيلي هم از ما توسعه يافتهترند اين تاکتيک مدرن افلاک را به کار نميبندند و مديرانشان را مجبور نميکنند در شبکههاي استاني خودشان فارسي بگويند؟
3-تاکتيک ديگر افلاکيان اين است که هميشه افراد با کلاس بهداشتي و قانونگرا که داراي ژستهاي روشنفکري و معترض نسبت به ناهنجاريهاي اجتماعياند به زبان شيرين فارسي تهراني سخن ميگويند و در مقابل افراد قانون شکن غير بهداشتي و نابهنجار لري ميگويند!!! با اين اوصاف نتيجه نهايي مشخص است: به بيننده القا ميشود که عامل تمام بدبختيها و نابهنجاريها فرهنگ بوميست و براي فرار از مشکلات بايد اين فرهنگ کنار گذاشته شود!
4-افلاک يک تاکتيک بسيار جالب و زيرکانه هم در مختصرسکانسهايي که به زبان بومي ميسازد دارد: طبق اين تاکتيک مردها و بزرگترها لري- البته از نوع آغشته به فارسي-ميگويند و دخترخانمها و جوانترها فارسي !!! معناي اين حرف اين است که لري زبان قديميهاست و با آمدن نسل جديد بايد از بين برود. ديگر اينکه مادران آينده لرستان که بايد زبان مادري را آموزش دهندحتماً بايد فارس شوند!
5-يک تاکتيک ديگر افلاک سازان اين است که به اسم لري به زباني سخن ميگويند که فارسي است و البته همين زبان دستمايه طنز ديگران هم شده است! آنها مثلاً بجاي دا، برار، مِل، قل،گيه، تول، برم و گرداله ميگويند: مادر، داداش، گردن، پا، شکم، پيشاني، ابرو و کليه و بعد همه نتيجه ميگيرند که اين لري لهجه است و سرنوشت لهجه هم در کشور ما معلوم است!
باري به هر جهت قلم فرسايي بيشتر در اين باب آب در هاون کوبيدن است چه اينکه هربينندهاي که ذرهاي درک بوميگرايانه داشته باشد با يک نگاه حقايق بيشتري در اين باب در خواهد يافت و ما هم با اين انتقادات نه جوياي ناميم و نه در پي نان؛ که در اين بوم و بر در پی هر انتقاد ممکن است حذف نام باشد و قطع نان؛ بلکه فقط دلسوزانه و عاجزانه از متوليان صدا و سيما- بويژه سيماي افلاک- ميخواهيم مثل ديگر شبکههاي استاني به فرهنگ بومي خودمان روي بياورند و از القاء اختلاف در بين مردم بپرهيزند. سفارش ميکنيم که يک زبان معيار-مثلا لري خرمآبادي- براي ساخت برنامهها انتخاب کنند و در کنارش حتماً از گويشهاي ديگر (لري بختياري، لري بالاگريوه، لري لکي، و لري بروجردي) استفاده کنند. عاجزانه تقاضا ميشود زحمت و هزينه شبکه استاني افلاک را صرف حفظ فرهنگ و زبان بومي لرستان نماييد و از پخش اخبار تکراري شبکه سراسري و فيلمهاي چندين بار پخش شدهي ديگر شبکهها بپرهيزند تا مردم لر خستگي کار روزانه را با تماشاي برنامههاي شبانه شما از تن درآورند.
افلاکيهاي عزيز! الحمدلله و المنه صدها شبکه تلويزيوني-راديويي، هزاران هزار دانشگاه، موسسه، مدرسه، روزنامه، کتاب، سايت و ... مشغول پاسداشت زبان شيرين فارسي هستند و ضمن ارج نهادن به تلاش شما در جهت گسترش زبان رسمي يادرآور ميشويم که اين زبان بومي و محلي خود ماست که چون طفلي بي سرپناه بر زمين مانده و نيازمند توجه جديست و ممکن است در اثر بیپناهی از بين برود پس عقل و انصاف حکم ميکند به آن بيشتر بها داده شود....انشاالله |
||