تيشه به ريشهي فرهنگ و هنر
(به بهانهي محو ميرملاس از صحنهي جهاني)
كيانوش رستمي: آنچه مرا بر آن داشت تا يادداشت زير را قلمي كنم، خواندن خبري با عنوان «نمايش نقاشيهاي ماقبل تاريخ در غاري در اسپانيا» بود. اين خبر را عيناً و بدون دخل و تصرف به نقل از خبر آنلاين در پايان يادداشت فوق خواهم آورد؛ آنگاه قضاوت را به عهدهي خوانندگان ارجمند سيمره واميگذارم. سيمره كه مشي فرهنگي آن بر ديگر موضوعات رايج در جامعه اولويت دارد همواره در هر شماره راجع به موضوعات فرهنگي و چگونگي حفظ و نگهداري از آنها، مطالب و يادداشتهايي را چاپ كردهاست. يكي از همين موضوعات كه دغدغهي اصلي گردانندگان سيمره ميباشد، ميراث فرهنگي كهن اين ديار است. ميراث گرانبهايي كه همواره در معرض دستخوش تغييرات بوده و بيم آن ميرود در آينده جز نامي در كتابها و مطبوعات اثري از آنها باقي نماند.
چندي پيش دوستي كه او نيز دغدغهي مسايل فرهنگي دارد، نگران وارد سيمره شد و گفت:« فلاني ميداني ديگر از ميرملاس خبري نيست و تمام آن نگارههاي بيبديل و ماقبل تاريخ به دست بشر جافي و نادان به تلي از خاك و سنگ تبديل گشتهاند!» با شنيدن اين خبر و حادثهي تلخ و گزنده جز آه و دريغي و دردي و … پاسخي به آن دوست نداشتم. اما در همين سيمره بارها اين رخداد تلخ را گوشزد كرديم ولي با دريغ و درد گوش شنوايي نبود كه نبود!
اينك ميرملاس از ديدهها محو شدهاست. آن آثار بيبديل كه فقط نظيرش را در اسپانيا ميتوان يافت، ديگر وجود خارجي ندارد! از ميرملاس در حال حاضر جز نامي باقي نمانده است! مسؤولان استان لرستان به ويژه مسؤولان ميراث فرهنگي چه پاسخي دارند به اين رويداد تلخ! آنها به رغم هشدارهاي مطبوعات و رسانههاي گروهي چه گُلي بر سر ميراث فرهنگي لرستان زدهاند؟! لرستان را با ميراث فرهنگيِ ارزشمندش ميشناسند اگر اين ميراث به يغما روند و محو شوند آنها ديگر به چه چيزي مينازند و فخر ميفروشند؟!
دكتر ماري ليزلوژن، متخصص هنرهاي صخرهاي، از كشور بلژيك در گفتوگوي اختصاصي با سيمره دربارهي ميرملاس ميگويد:«اين نقوش بسيار بينظير هستند، بنابراين بسيار مهم است كه از آنها حفاظت شود.» وي در ادامه ميافزايد:«ديدن اين نقاشيهاي منحصر به فرد برايم بسيار جالب است و اگر اين نقوش تاريخي و كهن در كشور بلژيك بود، دور تا دور آنها را حصار ميكشيدند و چند نگهبان برايشان ميگماردند.» (سيمره شمارهي ۲۰؛ ۳/۲/۸۴)
پروفسور كون(coon) دربارهي نگارههاي ميرملاس و هوميان چنين ميگويد:«… در طول تمام تجسسهايي كه دربارهي كاوشهاي مربوط به غارهاي ميهن شما انجام يافته… در هيچ جا نقاشيهايي بر روي بدنهي سنگ كوهستان ديده نشدهاست و از اينجا اهميت موضوع به خوبي روشن ميشود.» (آثار باستاني و تاريخي لرستان، ايزدپناه، ج ۱ ص۳۵۳)
كوههاي لرستان به ويژه كوهدشت، رمز و رازهاي فراواني در خود دارند و شاهد غمها و شاديهاي مردمان چند ده هزار سالهي اين ديار هستند. در اين سرزمين مردماني زندگي ميكردهاند كه آثار سرپنجههاي هنرمندانهي آنها بر سنگهاي سخت بعد از گذشت دوازده هزار سال هنوز جلوهگر و بيان كنندهي انديشههاي آنها در هزاران سال پيش است. مك بورني استاد دانشگاه كمبريج نيز در آن زمان در بيان اهميت اين نقوش چنين مينويسد:«قدمت اين نقوش به ۲۰۰۰ تا ۱۵۰۰ سال پيش از ميلاد ميرسد و بدين سبب هنر اسبسواري نخستين بار به وسيلهي ايرانيان و مقارن با تاريخ ياد شده در اين منطقه معرفي شدهاست؛ اهميت نقوش مذكور از اين جهت است
كه آنها نخستين تجليات ذوق هنري مردمان غارنشين منطقهي كوهدشت لرستان به شمار ميرود سپس هنر همين مردم به تدريج تكامل يافت و به نسلهاي بعد منتقل شد تا اينكه در هزارهي نخست پيش از ميلاد تجلي اين هنر قديمي چنان با مهارت و تكامل ويژهاي بر روي اشياي برنزي لرستان ظاهر شدهاست كه از لحاظ تكنيك و صنعت به عنوان نشانهاي از هنر فلزكاري و به نام برنز لرستان معروفيت جهاني پيدا كرد.» استاد حميد ايزدپنا كه نقش انكارناپذير او در معرفي آثار تاريخي و باستاني لرستان براي همه آشكار است، سالها پيش دربارهي ميرملاس و هوميان چنين ميگويد:«اين نقوش پيرترين و كهنترين آثار هنري اقوام ايراني هستند كه هنوز هم جوان مانده و پس از گذشت قرنها و هزارهها، رنگ و حالتِ آنها كه نمودي از كيفيت زندگي و نشانهاي از انديشه و بالاخره هنر ذاتي آنهاست كه همچون كتابي كه با خط تصويري نوشته شدهباشد، مبين و روشنگر گوشهاي از تمدن زمانهاي دوري است كه باقي ماندهاند.»(همان: ص۳۴۲)
ايزدپناه همچنين در كتاب «لرستان در گذر زمان و تاريخ» خود نسبت به نابودي اين آثار ارزشمند به وسيلهي عوامل طبيعي چون، نور خورشيد، باد و باران و چوپانان محلي هشدار مي دهد.
اما آيا اين هشدارها و اين فريادها را كسي شنيد؟ براي اين فريادها و هاوارها كسي ترهاي هم خرد ميكند؟ قطعاً نه! چون آنچه عيان است چه حاجت به بيان است!
اكنون كه اينگونه بيرحمانه، شناسنامه و هويت يك قوم به تاراج رفته چاره چيست؟ آيا بايد دست روي دست گذاشت و كاري نكرد؟ از ميراث فرهنگي بايد قطع اميد كرد؟ اين ادارهي متولي كه انگار در خواب خرگوشي به سر ميبرد! آيا نقوش ارزشمند ميرملاس كه براي باستانشناسان دنيا شناخته شده و زينتبخش موزههاي آنان است، بايد براي صاحبان اصلياش آنقدر بيارزش و ناشناخته باشد كه بيرحمانه و از سر جهل و بيخردي كمر به قتلشان ببندند؟!
ديروز در سيمره نوشتيم و امروز باز مينويسيم:« نگارههاي ميرملاس و هوميان شهرستان كوهدشت نياز به محافظت جدي دارد و بايد براي جلوگيري از نابودي بيشتر دست به كار شد كما اينكه سيمره بارها اين موضوع را يادآوري كرده اما از سوي مسؤولين مربوط به ويژه ميراث فرهنگي كه پاسداري و نگهداري اين ميراث كهن را بر دوش دارد تا كنون گامي هرچند كوچك برداشته نشدهاست.»
ميرملاس به قتل رسيد دستكم به داد نقاشيهاي هوميان ۱ و ۲ برسيد!
نمایش نقاشیهای ماقبل تاریخ
در غاری در اسپانیا
مجموعه موزه-غارهایی در اسپانیا که نقاشیهای ماقبل تاریخ بر دیوارهای آن خودنمایی میکند پس از هشت سال بازگشایی میشود.
به گزارش خبرآنلاین، بازگشایی این موزه-غار که «معبد سیستین» هنرهای ماقبل تاریخ نام دارد با مخالفت دانشمندان همراه بوده است. آنها معتقد هستند گرما و رطوبت حضور بازدیدکنندگان این آثار را از بین میبرد. وزارت فرهنگ اسپانیا و هیئت مدیره این موزه اعلام کردند بازدید از غارهای آلتامیرا در منطقهي کانتابیرا از سال آینده آغاز میشود البته با شرایطی ویژه که هنوز اعلام نشده است.
در غار اصلی آلتامیرا ۲۱ نقاشی از گاومیشهایی به رنگ قرمز و مشکی دیده میشود، این نقاشیها بر سقفهای کوتاه غار کشیده شدهاند. این غارها از سال ۱۹۸۵ جز میراث جهانی یونسکو به شمار میروند. تخمین زده میشود این نقاشیها بین ۱۴ تا ۲۰ هزار سال قدمت داشته باشند. این مجموعه غارها که در سال ۱۸۶۸ کشف شدند در دهه ۱۹۷۰ به جاذبه گردشگری بدل شدند. روزانه ۳ هزار نفر از این غارها بازدید میکردند.
از آنجا که گرمای بدن و رطوبت نفس آدم به مرور این نقاشیها را از بین میبرد از سال ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۲ روزانه تنها چند بازدید محدود از این غارها مجاز بود.
این موزه پس از دیده شدن لکههایی سبز رنگ روی نقاشیها کاملاً تعطیل شد. در سال ۲۰۰۱ ماکت این غارها برای بازدید در موزهای ساخته شد. آوریل امسال گروه تحقیقاتی دولت اسپانیا اعلام کرد بهتر است موزهها تعطیل بمانند. اما هیئت مدیره موزه رأی بر بازگشایی موزه داد چون این موزه بسیار ارزشمندتر از آن است که بسته بماند.
کمیتهای مسؤول وضع قوانین بازدید از موزه، تعداد بازدید در روز و تعداد بازدیدکنندگان شده است. این گروه هفته آینده اولین جلسه خود را برگزار میکند.









