نمایندگان لرستان به جای «گفتار درمانی» به «اقدام درمانی» بپردازند
مراد سپهوندُ سیمره:
وضعیت لرستان از نظر اقتصادی و اجتماعی بحرانی است و حالت «فوق العاده» پیدا کردهاست. این ادعای من نیست، بلكه سخنان مقامات رسمي و دولتي در سطح استان، حاكي از اين موقعيت است. اوضاع به حدي به هم ريخته است كه حتا مقامات محافظهكار نيز وادار به واكنش شدهاند. كساني كه بنا به موقعيت شغلي و سياسيشان و از سر مصلحت! همواره سعي دارند واقعيتهاي تلخ، خيلي آشكار و عيان نشوند يا بيان نشوند نيز ديگر تحمل ندارند و نميتوانند بيش از اين شاهد و ناظر وخامت اوضاع باشند.
بلي، اگر حداقل ارتباطي بين مسؤولان و متن مردم وجود داشته باشد، اگر حتا تنها با قوم و خويش خود مراوده داشته باشند، اگر زن و بچه و اهل و عيالشان سر وكاري با مردم كوچه و بازار داشته باشند، اگر…..، متوجه ميشوند كه فقر و ناداري و بيكاري و مفاسد مرتبط با آنها در لرستان به نقطهی اوج خود نزديك شدهاست. امروز به راحتي ميتوان ديد كه كمتر خانواری در لرستان وجود دارد که از ۱تا۴-۵ نفر بیکار(عمدتاً تحصیلکرده!) نداشته باشد.این روزها، تنها مخالفان و منتقدان جدي دولت فعلي نيستندكه عملكرد آن را در لرستان به چالش ميكشند بلكه مقامات و مسؤولان همراه و هميارش نيز زبان به انتقاد گشودهاند زيرا نابهساماني اوضاع قابل كتمان و پردهپوشي نيست.
در اين ميان بايد به نطق رئيسكل دادگستري استان در حضور وزير كشور دولت دهم و به هنگام معارفه استاندار جديد و توديع استاندار قبلي اشاره نمود. خداييان كه به هر حال بچهی اين استان و از قضا زادهی يكي از مناطق بسيار محروم لرستان (شهرستان تازه به وجود آمدهی سراب دوره)است، يك گام به مردم و محروميتها و شوربختيهايشان نزديك شد. هيچكس بهتر از دكتر خداييان نميداند كه اوضاع و احوال اين استان از چه قرار است زيرا او بنا به موقعيت شغلي و قضايياش، از بسياري مسايل و معضلات و به ويژه پيامدهاي ناشي از آنها، به خوبي مطلع است. خداييان به حق به آوارگي جوانان لرستان درپي يافتن كار(حتا كارهاي سطح پايين) و به دست آوردن لقمه ناني اشاره كرد و اظهار داشت: كه مشكلات استان با يك سري اقدامات كم اهميت و روبنايي حل نميشوند و پيشنهاد داد كه براي حل مشكلات «اقدام اساسی» صورت بگیرد.
رئیسکل دادگستری استان باز هم یک قدم به مردم و همتباران خود نزدیکتر شد و اعلام کرد که صبر و تحمل مردم این استان هم حدی دارد و با نگرانی از احتمال به وقوع پیوستن حوادث مرتبط با معضلات استان، اظهار داشت: كه بايد علاج واقعه قبل از وقوع بشود. خداييان به حق و به درستي، اصل موضوع را مطرح كرد و آن اين كه صرف تصويب تعدادي طرح و مصوبه و پروژه، حلال مشكلات نيست بلكه بايستي بودجه و اعتبار آنها نيز به موقع و به مقدار كافي توسط دولت تأمين شود وگرنه مديران استاني دست خالي ميمانند و كاري از پيش نميبرند. آنچه كه خداييان بر زبان جاري كردهاست، واقعيتي است كه نه تنها اين دولت بلكه دولتهاي پيشين نيز مصداق آن هستند.
سخنان و موضعگيري رئيس دادگستري استان را بايد به فال نيك گرفت و مورد تحسين قرار داد (كما اينكه حضار آن جلسه هم همين كار را كردند) زيرا نشان دادن اصل موضوع، بخش مهمي از حل مشكلات است. آقاي بروجردي هم بالاخره يك اظهارنظر نصفه نيمه! به نفع استان خود كرد و از طولاني شدن مدت زمان به بهرهبرداري رسيدن پروژهها و سياست قطرهچكاني اختصاص بودجه براي آنها، انتقاد كرد. شيخ محمدي نمايندهی سلسله و دلفان هم در حضور وزير كشور، مراتب نارضايتي نمايندگان استان از عملكرد كارگروه توسعه استان با مسؤوليت معاون اول آقاي احمدينژاد را اعلام كرد و از وزير كشور خواست كه اين نارضايتي را به ايشان برساند. نمايندهی دورود و ازنا هم پيشتر ناراحتي خود را از روند توسعهی استان ابراز داشته است.
رحيمينسب نمايندهی خرمآباد، رتبهی اول بيكاري استان را شرمآور خوانده است! به نظر ميرسد كه اينك تنها بعضي از مطبوعات استان، نخبگان، كارشناسان متعهد و خلاصه همهی دلسوزان اين استان نيستند كه به شدت نگران اوضاع هستند بلكه مسؤولان و نمايندگان هم متوجه شدهاند كه طرح و مصوبه و سفر اول و دوم و سوم و عوض كردن استاندار و بعضي مسؤولان و…. براي فاطي تنبان نميشوند!!. ما مردم اين استان و هر مسؤولي كه رنجهاي اين مردم رنجش ميدهد، بايد رشد سياسي و اجتماعي خود را به منصهی ظهور برسانيم. مشكلات ما با تعويض استاندار و…. حل نميشود.
خود استاندار جديد هم گفته است كه نميتواند معجزه بكند. ما بايد خيلي صريح و روشن داد خود را به مقامات عاليه كشور در پايتخت برسانيم و آنها را از عمق فجايعي كه در لرستان ميگذرد، آگاه سازيم و مطالبات و حق و حقوق ادا نشدهمان را با جديت پيگيري نماييم. بايد از همهی كساني كه ميتوانند كاري بكنند، تقاضاي كمك كرد. سر فرو بردن در لاك خود، محافظهكاري و بي قيد بودن و«آهسته بیا، آهسته برو!» را باید به خاطر خدا و این مردم گیر کرده در منجلاب فقر و ناداری و محرومیت و بیکاری و استیصال و یأس و حرمان و….کنار گذاشت. بابا!، به خدا كار ما مردم لرستان از اختلاف ديدگاه سياسي و باندبازي و سياسيكاري گذشته است.
بابا!، آتشي برافروخته شده و لهيب شعلههاي آن به خانواده و فرزندان شما هم رحم نخواهد كرد! مگر رياست كميسيونهاي امنيت ملي و قضايي مجلس اين كشور در اختيار شما نيست؟ اگر امروز از اين موقعيتها براي رساندن (و نه توقعي ديگر!) وضعيت فلاكتبار مردم لرستان به مقامات عاليه استفاده نميكنيد، پس كي به داد اين استان خواهيد رسيد!؟ به جاي انتظار داشتن از تغيير و تحول استانداران و بعضي مديران استاني، كار اصلي را كه همانا مطالبه حق تضييع شده مردم لرستان از دولت است را پيشه خود سازيد. طبيعي است كه همهی مردم نيز خواهان چنين كاري و پشتيبان شما خواهند بود. دوستي ميگفت كه اظهارات اخير بعضي مسؤولان و نمايندگان همان روش «گفتار درمانی» است که اینک در پیش گرفته شدهاست. اگر همهی گفتهها و انتقادهای خود مسؤولان و نمایندگان به یک اقدام مثبت عملی برای رهایی از وضعیت رقتبار فعلی در استان، منجر نشود و اين اظهارات نيز مشمول مرور زمان شوند، آن وقت صحت گفتهی اين دوست مورد تأييد قرار ميگيرد و من هم مثل هميشه آب در هاون كوبيدهام! اما فعلاً چنين نميانديشم و ميگويم خدا بيامرزد پدر كسي كه برخيزد و در اين راستا گامي فرا پيش نهد. اميدوارم
مطالب مرتبط:
احسنت بر آقای خدائیان، سخنگوی مردم و مدیران بومی لرستان
برگرفته از هفته نامه سیمره









