باید نشان داده شود که محیط زیست مملكت هم صاحب دارد!
مراد سپهوند، لرستان امروز: محیط زیست عرصه ای وسیع ومتنوع است که حفاظت وحمایت از آن جز با برنامه ریزی اصولی ومشارکت عموم مردم به ویژه گروه های سازماندهی شده وسازمان های غیردولتی(NGOها)فعال،امكان پذير نيست. تعداد محيط بانان نسبت به مساحت عرصه ها بسيار كم است.نيروي همين تعداد كم نيزمعمولا درگير ودارهاي اداري ومديريتي فرسوده مي شود.مديريت زوار در رفته وناتوان وسياسي حاكم برمحيط زيست ومنابع طبيعي كشور،همين مسئله كمبود نيرو را مستمسكي قرار داده تا جوابگوي نابود شدن تدريجي وروزافزون منابع كشور نباشد
---------------------------------------------------------------

محیط زیست عرصه ای وسیع ومتنوع است که حفاظت وحمایت از آن جز با برنامه ریزی اصولی ومشارکت عموم مردم به ویژه گروه های سازماندهی شده وسازمان های غیردولتی(NGOها)فعال،امكان پذير نيست.تعداد محيط بانان نسبت به مساحت عرصه ها بسيار كم است.نيروي همين تعداد كم نيزمعمولا درگير ودارهاي اداري ومديريتي فرسوده مي شود.مديريت زوار در رفته وناتوان وسياسي حاكم برمحيط زيست ومنابع طبيعي كشور،همين مسئله كمبود نيرو را مستمسكي قرار داده تا جوابگوي نابود شدن تدريجي وروزافزون منابع كشور نباشد.باتوجه به ناتواني دولت ومحدوديت هاي متعدد او در پاسداري از اجزاء مختلف محيط زيست(آب،خاك،هوا،جنگل،مرتع،حيات وحش گياهي،حيات وحش جانوري،آبزيان و....)،سال هاست كهNGO هاي مختلف در كشورهاي مختلف جهان(توسعه نيافته،درحال توسعه وتوسعه يافته)به وجود آمده اند وبه كمك دولت شتافته اند بلكه بتوانند منابع خود را
با چنگ و دندان حفظ نمايندوجلوي تخريب ان ها را بگيرند.علاوه برآن،ده ها راه ديگر نيز وجود دارد كه مي توان از نيروي بيكران يك ملت براي پاسداري از سرمايه هاي بي بديلش،استفاده برد.
اما همه اينها در شرايطي امكان پذيراست كه دولت واقعا متكي به اراده عمومي ومعتقد به مشاركت آگاهانه مردم براي به سامان رساندن امور باشد.در۸سال حاكميت اصلاح طلبان صدهاNGOی زیست محيطي علي الظاهر وبه صورت اسمي به وجود آمد وتلاش هاي زيادي از سوي علاقمندان به محيط زيست كشور به عمل آمد تا اين تشكل ها وسازمان هاي مردمي وعام المنفعه واقعا راه اندازي شوند وبه كمك دولت بيايند ولي از ناحيه بعضي از نهادها براي ثبت قانوني وصدور مجوز فعاليت آن ها كارشكني شد تا اينكه در دولت هاي نهم ودهم بساط اكثرشان برباد رفت وبه حالت غير فعال در آمدند.هدف از اين مقدمه آن است كه به صحنه عيني وعملي محيط زيست استان مان بر گرديم وببينيم چه كارهايي براي حفاظت وحراست ازآن مي شود انجام بگيرد ولي متاسفانه در مخ اين مديريت هاي منحط وفرسوده فرو نمي رود!
مناطقي ازاستان،به ويژه جاهايي كه داراي آب وهواي مناسب وفضاي سبز ودارودرخت است،اين روزها(خصوصاايام تعطيل)مورد بازديد وتفرج مردم استان واحتمالا ساير استان ها قرار مي گيرد.مناطقي مثل دره و رودخانه كاكارضا،سراب كهمان،سراب ونايي،سراب كرتول،هفت چشمه گريت،آبشارهاي نوژيان وبيشه وآّب سفيدو...،تونل برفي،تالاب هاودرياچه ها خصوصا درياچه زيباي گهرو....از جمله اين چشم اندازهاي زيبا هستند.
آن چه كه به هر تازه واردي كه به اين مناطق مي آيد،بايستي حالي شود وفهمانده شود آن است كه او بدانداين محيط زيست صاحب دارد!!!حضور نيروهاي آموزش ديده محط زيست ومنابع طبيعي درمبادي ورودي وداخل اين تفرجگاه ها بالباس فرم مخصوص،دراين رابطه تاثيرگذار است.متاسفانه ديد مردم به چشم آن هاست!اگر مثلا درابتداي دره ورودخانه كهمان،مردم نيروهاي منضبط ومصمم محيط زيست را رويت كنند كه با گشت زني مرتب در منطقه،قصد برخورد با متخلفين محيط زيست را دارند،حساب كار خود را مي كنندو در رابطه با تخريب وآلودگي محيط زيست گشاده دستي نمي كنند!
از يك نظر كار محيط بان شبيه كار پليس راه است وآن خصوصيت باز دارندگي كار هر دو مي باشد.بايستي پذيرفت كه تا بالا رفتن درك وشناخت وآگاهي مردم،اقدامات وهشدارهايي شبيه آن چه پليس راه انجام مي دهد،براي محيط زيست نيز انجام بگيرد.اين كار لااقل مي تواند در روزهاي تعطيل پايان هفته انجام بگيرد.
من مي دانم كه باز فردا مسئولان محيط زيست خواهند گفت:نيرو نداريم!يا خواهند گفت: ما سال هاست داريم اين كار را مي كنيم!يا خواهند گفت:اين هم شد پيشنهاد!؟
ممكن است اين پرسش براي خوانندگان هم پيش بيايد كه من چرا در وبلاگم كه بيشتر اجتماعي-فرهنگي وحتي سياسي است،حالا به محيط زيست گير داده ام و ول كن هم نيستم؟جواب اين است كه من هم مثل هزاران كارشناس ودانش آموخته اين كشور مي دانم كه منابع ما با چه سرعتي درحال نابودي هستند وبيم آن مي رود در آينده نه چندان دور ازحيز انتفاع بيفتند.اين منابع بايد براي آينده روشن تري كه براي فرزندان مان فرا خواهد رسيد،بمانند.
اگر محيط زيست به اندازه كافي نيرو براي اجراي چنين پيشنهاد ساده ولي به نظر من بسيارتاثيرگذار ندارد،بسيار خوب،مي تواند با منابع طبيعي هم هماهنگي كند واز نيروهاي آن ها نيز استفاده كند.مي تواند ازنيروي داوطلبNGOهاي محيط زيستي(كه من دقيقا مي دانم كه در همه شهرهاي استان به صورت غير فعال ونيمه فعال وجود دارند)استفاده كند.خود مديران ومسئولان وپرسنل اين دو اداره وحتي استانداران ومعاونان آن ها بايستي با لباس افتخار آميزمحيط بان يعني لباس حراست از منابع ايران عزيز،لااقل در روزهاي تعطيل در جلوي چشمان مردم ظاهر شوند كه مردم به ويژه متخلفين بفهمند كه اين محيط زيست صاحب دارد زيرا هر هربخش آن قطعه اي از خاك پاك ايران است!محيط زيست بايد اين كار را بكند وبيش از اين بهانه نياورد!مي تواند از لشكر لشكرفارغ التحصيلان بيكار كشاورزي ومنابع طبيعي ومحيط زيست كه محيط زيست را خوب مي فهمند نيز استفاده كند واگر از دهان يك عده مفت خور هم اضافه آمد!،شندر غازي به عنوان پول توجيبي به آن ها بدهد كه شرمنده روي پدر ومادران شان نباشند!حتا مي تواند از پرسنل نظامي استفاده كند.مگر اين همه نيروي نظامي براي حراست از مرزهاي كشور نيست؟خوب،مگر تخريب محيط زيست كشور كمتر از حمله به مرزهاي كشور است!؟بلي،اگر مسولان محيط زيست ومنابع طبيعي كشور جربزه داشته باشند!و بويي از عشق به طبيعت زيباي ايران زمين كه همانا گوشه كوچكي از عنايت وخلقت خداوند است،نصيب شان شده باشد،لااقل با رايزني با مجلس وفرماندهي نيروهاي نظامي،كليه فارغ التحصيلان ليسانس وبالاتر در رشته هاي كشاورزي ومحيط زيست ومنابع طبيعي و....را براي گذراندن دوران سربازي به خدمت مي گيرند وبا مدد آن ها نشان مي دهند كه محيط زيست اين كشور واقعا صاحب دارد !ومتعلق به كل ابناءبشر به ويژه ايرانيان است.نيروي لايزال ديگر در اين كشور نيروي عظيم دانشجو ودانش آموز است كه خود بي صاحب تر از محيط زيست ما است!!
محيط زيست بايد لااقل در تفرجگاه هايي كه دراين نوشته از ان ها نام بردم،اين كار را بكند.بالاخره كسي كه براي تفريح وتفرج به دره كاكارضا يا دره ودرياچه گهر وارد مي شود،بايد احساس كند كه اين طبيعت دلپذير به صورت مشروط دراختيار اوست واگر در رابطه با آن تخلفي بكند،هر آينه مورد پيگرد قانوني قرار مي گيرد.دقيقا مثل همان خوفي كه ما همواره از گشت محسوس وغير محسوس پليس را ه داريم.حالا تا زماني كه احترام به محيط زيست وحفاظت از آن به فرهنگ مسلط ما تبديل شود. اميدوارم
امن از بي تدبيري!امان ازنداشتن ابتكاروخلاقيت حتا درحدمردم عادي!
عکس درج شده در صدر این مطلب مربوط به کوه رباط بخش زز و ماهرو الیگودرز است که توسط آقای علی قلمی گرفته شده است ودر وبلاگ کوهستان سرد الیگودرز درج گردیده است.









